تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
465
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
داراى قوهء تلبس است ، يعنى مىتواند صورت را قبول كند . ه ) طينت و ماده : طينت و ماده از حيث اشتراك هيولى بين صورى كه استعداد آنها را داراست ، اطلاق مىگردد . شيخ در اوايل سماع طبيعى شفا گفته است : هيولى از اين جهت كه بالقوه قابل صورت يا صورى است ، هيولى ناميده مىشود . « 1 » مخفى نماند : ترديدى كه در عبارت وى هست كه گفته است : « قابلة لصورة أو لصور » به اين منظور است كه هيولاى فلك فقط قابل يك صورت است ولى هيولاى اين عالم قابل صور متعدده است . و از اين حيث كه هيولى بالفعل حامل صورت است موضوع ناميده مىشود و موضوع در اينجا به معناى موضوعى كه آن را در منطق به عنوان جزء رسم جوهر اخذ كردهايم و گفتهايم جوهر آن است كه « اذا وجد وجد لا فى الموضوع » نيست ؛ چون هيولى به آن معنى موضوع نيست ، چون آن موضوع از حالّ و عرض مستغنى است ولى هيولى از حالّ و صورت مستغنى نيست . و از اين حيث كه هيولى بين همهء صور مشترك است ماده و طينت ناميده مىشود و از اين جهت كه به واسطهء تحليل ، انحلال به سوى او حاصل مىشود و هيولى جزء بسيط قابل صورت از مجموع مركب است ، اسطقس ناميده مىشود و همچنين به هر چيزى كه در خصوص انحلال تركيب به سوى آن مانند هيولى است ، اسطقس گويند مثل آب و آتش و خاك و باد كه مواليد ثلاثه يعنى معدن و نبات و حيوان به سوى آنها منحل مىشوند . و از اين حيث كه تركيب از هيولى شروع مىشود به آن عنصر گويند . « 2 » و چه بسا اين فرقها را مراعات نمىكنند : چنان كه صدر المتألهين فرموده است : چه بسا علما اين اصطلاحات را ترك كرده و لفظ هيولى را بر آن جزء قابلى كه براى فلك
--> ( 1 ) - شفا ، بخش طبيعيات ، ص 6 . ( 2 ) - همان .